برگزاری جلسه پارلمان عراق برای انتخاب رئیس جمهور/۵۸ نفر حاضر شدند – خبرگزاری مهر

روسیه در امتداد پروژه بلندپروازانه خود در گسترش نفوذ امنیتی، نظامی و دیپلماتیک در خاورمیانه نیازمند جوی آرامتر و کمهزینهتر در اتمسفر سیاسی منطقه است و این مهم بدون توازن قوا در دو جبهه شمال و جنوب مقدور نیست. رسانهها و مقامات غربی از ماه گذشته جوسازیها و ادعاهای بیسند و مدرک خود درباره حمله احتمالی روسیه به اوکراین را آغاز کردند، این در حالی است که به گفته کارشناسان و حتی برخی مقامات اوکراینی هیچ شواهدی برای وقوع چنین حملهای وجود ندارد.

این پهپادها نه تنها برای بمباران بلکه برای جمعآوری اطلاعات نیز به کار میرود و برجسته ترین آنها پهپاد “کامی کازه” است که در اوایل ماه جاری مورد استفاده قرار گرفت.

در خصوص جنگ یمن باید عنوان کرد ایران میتواند از اهرم یمن، انصارلله و حوثی ها به نحو احسن برای کاهش تنش با عربستان سعودی استفاده کند. در این صورت حدود ۴۰ درصد اختلافات و هزینه ها برای هر دو طرف کاهش پیدا خواهد کرد و به تبع آن میتوان شاهد بود که در زمینه های دیگر پیشرفت هایی در روابط ایران و عربستان حاصل شود.

این چراغ سبزی که من به آن اشاره کردم به این معنا نیست که حتما آمریکا باید ابتدا به ساکن پرونده ها و اختلافات خود را با جمهوری اسلامی ایران حل و فصل کند بعد اجازه کاهش تنش تهران – ریاض را صادر کند. اگر عربستان سعودی با چراغ سبز آمریکا اکنون به دنبال احیای روابط با جمهوری اسلامی ایران است اکنون سوال مهمتری که ذهن را درگیر میکند این است که چرا ایالات متحده که تا پیش از این مخالف جدی کاهش تنش بین تهران و ریاض بود اکنون برای احیای روابط چراغ سبز نشان داده است؛ آیا این تغییر فاز مد نظر شما از سوی کاخ سفید ناشی از تغییر دولت در آمریکا و روی کار آمدن جو بایدن است؟

حال سوال مهم اینجاست که اگر در سالهای گذشته عربستان به دلایل مختلف تلاشهای میانجی گرایانه و دیپلماتیک جمهوری اسلامی برای برقراری روابط با خود پس زده است پس چرا این روزها ریاض خواهان احیای روابط با تهران است و در نشست های مشترک با طرف ایرانی شرکت میکند و افزون بر آن حاضر به حضور در نشست بغداد برای احیای روابط با جمهوری اسلامی است.

2- از دیگر صلاحیت های مستقیم مجلس شورای اسلامی مسایل مربوط به تغییرات خطوط مرزی است که در محدوده شرایط خاصی ،تنها با تصویب مجلس می توان دست به اصلاحات خطوط مرزی زد. حتی از سخنان ظریف مشخص شد که شهید سلیمانی هم برای احیای روابط با عربستان سعودی هم اقداماتی را انجام داده بود، ولی در مقابل این عربستان سعودی بوده که تلاش های آشتیجویانه و میانجی گرایانه ایران را پس می زد.

یعنی من اعتقاد داشتم که تنش بین دو کشور ناشی از سیاست های منفیِ نفوذ منطقه ای ایران و در ادامه عدم رغبت برای گفت وگو با عربستان سعودی از سوی جمهوری اسلامی بوده است، اما بعد از انتشار فایل صوتی جنجالی محمد جواد ظریف متوجه شدم که عربستان سعودی هم به نوبه خود در تشدید اختلافات و بحران آفرینی بین دو طرف مقصر بوده است و در مقابل در برهه های مختلف ایران حُسن نیت خود را برای کاهش اختلافات و احیای روابط با سعودی نشان داده است.

در غیر این صورت اگر احیای روابط ایران و عربستان به حل و فصل این مسائل و اختلافات بین تهران و واشنگتن منجر نشود مطمئن باشید کاخ سفید تمام بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را در یک اجماع دوباره علیه جمهوری اسلامی بسیج خواهد کرد.

در نتیجه، اینکه لابیهای منطقهای در شکلدهی رویکرد ترامپ تاثیر بسزایی دارند، موضوع قابل کتمانی نیست. حال به واقع سهم عربستان در این کارشکنی بیشتر است یا ایران؟ در جاهای مختلف دنیا، مردم از مسئولان جمهوری اسلامی که این شجاعت را، این استقلال را، این نترسی را بیشتر بروز میدهند، بیشتر خوششان میآید. بنابراین آمریکاییها برای این که خاطرشان از امنیت اسرائیل و همپیمانانشان مانند عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه آسوده شود به دنبال آن هستند که با توصیه به ریاض به فکر کاهش تنش و احیای روابط با جمهوری اسلامی ایران باشند که ذیل این کاهش تنش و تضمین امنیت، با آسودگی خیال و فراغ بال بیشتر توجه هر چه جدی تری روی تقابل با چین داشته باشند.

به اعتقاد من استراتژی ایالات متحده برای تقابل با چین سبب شده است که بیشترین تمرکز، توجه و هسته و مرکز ثقل سیاست خارجی و امور دفاعی و امنیتی ایالات متحده صرف تقابل با چین شود. به هرحال خاصیت و اساسا نفس وجود برگ برنده برای ایران و هر کشوری این است که منافعی را برای آن کشور ایجاد کند، در غیر این صورت ما اگر هزار برگ برنده در هر سطح، بُعد و زمینه ای هم که داشته باشیم کوچکترین ارزشی برای ما ندارد.

متاسفانه جمهوری اسلامی ایران اکنون همزمان سه هندوانه بزرگ (توان موشکی و پهپادی، نفوذ منطقه ای و توان هسته ای) را برداشته است، اما در عین حال هیچ استفاده ای از آنها نمی کند، فقط خود را خسته کرده و از آن طرف هم هزینههای جدی را هم برای کشور به دنبال داشته است و مهمتر از اینها معلوم نیست که جمهوری اسلامی چه زمانی می خواهد از این امتیازات و برگهای برنده خود در جهت تحقق منافعش استفاده کند؟

ضمن اینکه تحقق منافع در همه زمینه های مذکور از احیای برجام و ختم بحران در پرونده فعالیتهای هستهای تا سروسامان دادن به توان موشکی و پهپادی و نفوذ منطقه نیاز به یک تبحر سیاسی، توان چانه زنی بالا و ظرافت دیپلماتیک خاصی دارد که من بعید میدانم همه این خصائص در دولت رئیسی وجود داشته باشد.

یعنی تهران به گونه ای باید عمل کند که هم به پایان جنگ در این کشور (یمن) منجر شود و هم به موازات آن عربستان سعودی را نسبت به تهدید گروههای همسو با خود در یمن به یک آرامش خیال برساند.

چون بسیاری معتقدند تا زمانی که جنگ یمن به نتیجه نرسد و خاتمه پیدا نکند کلان تنش ایران و عربستان کماکان به قوت خود باقی است؟ اوکراین موضوعات داخلی خود را نباید به این مسأله ربط دهد. اما اگر ایران بعد از احیای روابط با عربستان دست به یک رفرم و اصلاح در سیاست خارجی خود بزند و با احیای برجام، سر و سامان دادن به پرونده فعالیت های هسته ای و اطمینان خاطر بابت توان موشکی و نفوذ منطقه ای و اینکه تضمین بدهد تهدیدی از جانب ایران متوجه عربستان و دیگر شرکای منطقه ای آمریکا نیست آن زمان دیگر کاخ سفید هم دلیلی برای سخت گیری و امتیاز دادن به تهران ندارد.

چون من صریحا معتقدم جمهوری اسلامی ایران در تکتک پرونده های خود از توان هستهای تا توان موشکی و نفوذ منطقهای باید اهرم فشار لازم را داشته باشد که امتیازات مدنظرش را بگیرد و در عین حال امتیازات مدنظر دیگران را هم بدهد. میزنند یا فراتر از آن در کشورهای آمریکای لاتین صحبت از نفوذ ایران در ونزوئلا و روابط گستردهی ایران با چندین کشور آمریکای لاتین مثل کوبا بولیوی و .. نشان میدهد که چه اندازه قدرت و توانایی جمهوری اسلامی ایران در زمینهی شکست سیاستهای آمریکا چه در داخل ایران و چه در کشورهای آمریکای لاتین موفق بوده است.

لذا «ترامپیسم» یعنی این نوع نگرش به سیاست در داخل و خارج، فراتر از شخص ترامپ است و حتی با سقوط احتمالی ترامپ این نوع نگرش از بین نمیرود؛ لذا ما باید همیشه آمادهی مواجهه با نسل جدید سیاستگذاران آمریکایی باشیم.